Select Page

پرسشنامه چند محوری بالینی میلون سه  (MCMI-III)

MCMI

پرسشنامه چند محوری بالینی میلون سه (MCMI) توسط میلون در سال ۱۹۸۷ تهیه شده است. این پرسشنامه دارای ۱۷۵ سئوال است که به صورت بلی و خیر پاسخ داده می شود. این پرسشنامه برای افراد ۱۸ سال و بالاتر طراحی شده است. پرسشنامه چند محوری بالینی میلون به منظور سنجش ۱۰ اختلال شخصیت که در سه خوشه (A,B,C) قرار دارند بکار می رود. البته شاخص های دیگر نیز با استفاده از این پرسشنامه مورد ارزیابی قرار می گیرد.

پرسشنامه چندمحوری بالینی میلون (MCMI) یک پرسشنامه خودسنج استاندارد شده است که دامنه ی گسترده ای از اطلاعات مربوط به شخصیت، سازگاری هیجانی و نگرش مراجعان به پرسشنامه را می سنجد، مخاطبان آن افراد بالای ۱۸ سال و دارای توانایی خواندن حداقل کلاس هشتم می باشد و دومینپرسشنامه پراهمیت پس از پرسشنامه چند وجهی مینه سوتا (MMPI) است ( پیوتروسکی و زالوسکی، ۱۹۹۳).

پرسشنامه میلون از جمله پرسشنامه های منحصر به فردی ست که در آن بر اختلال های شخصیت و نشانه هایی که اغلب با این اختلال ها همراه هستند تاکید می شود

این پرسشنامه برای بزرگسالان ۱۸ سال به بالا که دست کم توانایی خواندن آنها تا سطح کلاس هشتم است طراحی شده است

نسخه اصلی این آزمون در سال ۱۹۷۷توسط تئودور میلون تدوین و ارائه شد و از آن زمان تا کنون ۲بارتجدید نظر شده است

  • از زمان چاپ نسخه اصلی این پرسشنامه تاکنون بیش از ششصد مقاله درباره آن یا با استفاده از آن منتشر شده است
  • یکی از پر استفاده ترین آزمونها در حرفه بالینی است.
  • نسخه فعلی میلون ۳ شامل ۱۷۵ ماده است که تحت ۲۸ مقیاس جداگانه براساس طبقه بندیهای زیرنمره گذاری میشود
  • شاخصهای تغییر پذیری
  • الگوهای شخصیت بالینی
  • آسیب شناسی شدید شخصیت
  • نشانگان بالینی
  • نشانگان شدید

پرسشنامه ارائه شده تنها نمرات خام شما را مشخص میکند و برای تفسیر دقیق آن باید به پزشک مراجعه کنید.

 

پرسشنامه رایگان چند محوری بالینی میلون سه برای شما توسط وب سایت طرحواره ایجاد شده است.


 

بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۱.اخیراً، حتی صبح ها احساس ضعف و بی حالی می کنم. *
۲.برای قوانین و مقررات احترام زیادی قائلم، زیرا از حقوق افراد حمایت می کنند. *
۳.به قدری از انجام دادن کارهای مختلف لذت می برم که نمی توانم تصمیم بگیرم کدامیک را اول انجام دهم. *
۴.بیشتر وقت ها، احساس ضعف و خستگی می کنم. *
۵.چون فکر می کنم، آدم بزرگ و مهمی هستم، برایم مهم نیست که دیگران در مورد من چه فکر می کنند. *
۶.دیگران به اندازه کافی قدر کارها و زحمات مرا نمی دانند. *
۷.اگر خانواده ام به من زور بگویند احتمالاً عصبانی می شوم و در برابر خواست آنها مقاومت می کنم. *
۸.مردم پشت سرم، در مورد قیافه ام و رفتارم حرف می زنند و مسخره ام می کنند. *
۹.اغلب اگر کسی اذیتم کند، به شدت از او انتقاد می کنم. *
۱۰.به ندرت تحت تاثیر شدید چیزی قرار می گیرم. *
۱۱.هنگام راه رفتن، نمی توانم تعادلم را حفظ کنم. *
۱۲.به آسانی و به سرعت، احساساتم را بروز می دهم. *
۱۳.استعمال مواد مخدر، اغلب مرا به دردسر می اندازد. *
۱۴.گاهی اوقات با خانواده ام بسیار تند و خشن برخورد می کنم. *
۱۵.خوشی های من چندان دوام ندارند. *
۱۶.آدمی، خیرخواه و فروتن هستم. *
۱۷.در نوجوانی به خاطر رفتار بدی که در مدرسه داشتم دچار دردسرهای فراوان شدم. *
۱۸.از ارتباط نزدیک با دیگران می ترسم، زیرا ممکن است رسوا شوم و مسخره ام کنند. *
۱۹.دوستانی را انتخاب می کنم که بدی هایم را به من گوشزد کنند. *
۲۰.اغلب از دوران کودکی، افکار غم انگیزی به خاطر دارم. *
۲۱.عشوه گری و ارتباط با جنس مخالف را دوست دارم. *
۲۲.بسیار دمدمی مزاج هستم، دائم نظرات و احساساتم تغییر می کند. *
۲۳.هرگز مصرف مواد مخدر، مشکل جدی در کارم به وجود نیاورده است. *
۲۴.چند سالی است که احساس می کنم در زندگی شکست خورده ام. *
۲۵.نمی دانم چرا اغلب دچار پشیمانی و احساس گناه می شوم. *
۲۶.دیگران نسبت به قدرت من، حسادت می کنند. *
۲۷.اگر حق انتخاب داشته باشم، ترجیح می دهم تنها کار کنم. *
۲۸.دیگران مرا ادمی گوشه گیر و منزوی میدانند. *
۲۹.اخیرا دلم می خواهد، چیزها را بشکنم. *
۳۰.با جذابیت خودم، می توانم توجه هر فرد خاصی را به خودم جلب کنم. *
۳۱.فکر می کنم نظارت و کنترل دقیق بر اعضای خانواده ام، لازم و ضروری است. *
۳۲.همیشه، دنبال این هستم که دوستان جدیدی را پیدا کنم و با افراد تازه ای نشست و برخاست کنم. *
۳۳.اگر کسی از من انتقاد کند، فورأ خطاها و عیب های او را بیان می کنم. *
۳۴.تازگی ها به کلی، خرد شده ام. *
۳۵.اغلب از انجام کار دست می کشم، زیرا میترسم زیرا می ترسم ان را درست انجام ندهم. *
۳۶.اغلب خشم و عصبانیت ام را بروز می دهم و بعد پشیمان می شوم. *
۳۷.گاهی قدرت حس کردن در بعضی از قسمت های بدنم را از دست می دهم. *
۳۸.بدون توجه به اینکه انجام کاری چه تاثیری بر دیگران دارد، کارم را انجام می دهم. *
۳۹.مصرف مواد مخدر ممکن است عاقلانه نباشد، ولی در گذشته حس می کردم به آن احتیاج دارم. *
۴۰.آدم آرام و ترسویی هستم. *
۴۱.اغلب احمقانه و بی مقدمه رفتار می کنم، به طوری که بعدأ مرا به دردسر می اندازد. *
۴۲.هرگز کسی را که از من سوء استفاده کرده یا باعث ناراحتی ام شده نمی بخشم و فراموش نمی کنم. *
۴۳.اغلب بعد از انکه ان حادثه برایم اتفاق افتاد، احساس ناراحتی و تنش می کنم. *
۴۴.اکثر اوقات احساس افسردگی و ناراحتی وحشتناکی دارم. *
۴۵.همیشه سعی می کنم دیگران را از خود خشنود کنم، حتی اگر از آنها بدم بیاید. *
۴۶.در مقایسه با دیگران،همیشه کمتر به مسائل جنسی علاقه نشان داده ام. *
۴۷.وقتی اتفاق بدی می افتد، احساس گناه می کنم. *
۴۸.از خیلی وقت پیش، صلاح خود را در این دیده ام که با دیگران کمتر رابطه داشته باشم. *
۴۹.از بچگی مواظب بودم، کسی سرم کلاه نگذارد. *
۵۰.از ادم هایی که خیال می کنند هر کاری را می توانند بهتر از من انجام دهند، متنفرم. *
۵۱.وقتی که حوصله سر برود، دوست دارم به کار پر هیجانی دست بزنم. *
۵۲.اعتیاد من، مشکلاتی برای من و خانواده ام به وجود آورده است. *
۵۳.تنبیه هیچ وقت مانع انجام کاری که دوست دارم، نشده است. *
۵۴.بارها بی دلیل، شادی و هیجان بیش از حد به من دست داده است. *
۵۵.چند هفته است که بدون دلیل خاصی، احساس خستگی و فرسودگی می کنم. *
۵۶.مدتی است که هیچ کاری را درست انجام نمی دهم و به همین دلیل شدیدأ احساس گناه می کنم *
۵۷.فکر می کنم آدمی اجتماعی و خونگرم هستم. *
۵۸.اخیرأ بسیار خجالتی و کمرو شده ام. *
۵۹.برای روزهای تنگدستی، پس انداز میکنم. *
۶۰.من به اندازه دیگران، در زندگی شانس ندارم. *
۶۱.دائم، افکار و اندیشه ها در ذهنم موج می زنند و رهایم نمی کنند. *
۶۲.چند سالی است که از زندگی، کاملأ دلسرد و نا امید شده ام. *
۶۳.چند سالی است که افراد زیادی در مورد زندگی خصوصی ام،جاسوسی می کنند. *
۶۴.نمی دانم چرا، ولی گاهی حرف های بد میزنم، صرفأ برای اینکه دیگران را رنجیده خاطر کنم *
۶۵.در سال گذشته بیش از ۳۰ بار بر فراز اقیانوس اطلس پرواز کرده ام. *
۶۶.در گذشته اعتیادم به مواد مخدر باعث شده است، شغلم را از دست بدهم. *
۶۷.فکر های مهمی در سر دارم که مردم این زمانه انها را نمی فهمند. *
۶۸.اخیرأ مجبورم بدون دلیل در مورد چیزی، مکررأ فکر کنم. *
۶۹.از اکثر موقعیت های اجتماعی دوری می کنم، زیرا می ترسم مردم از من انتقاد کنند یا مرا طرد کنند. *
۷۰.بیشتر وقت ها فکر می کنم، شایسته موفقیت هایی که نصیب من شده نبوده ام. *
۷۱.اغلب، وقتی تنها هستم احساس می کنم کسی کنارم نشسته که دیده نمی شود. *
۷۲.اغلب به دیگران اجازه می دهم که تصمیم های مهمی برایم بگیرند. *
۷۳.احساس بی هدفی می کنم و نمی دانم در زندگی به کجا می روم. *
۷۴.ظاهرا نمی توانم بخوابم و بعد از خواب هم به اندازه قبل از خواب خسته ام. *
۷۵.اخیرا خیلی عرق می کنم و کلافه ام. *
۷۶.پیوسته فکرهای عجیبی به سرم میزند که کاش می توانستم از شر آنها خلاص شوم. *
۷۷.برایم بسیار مشکل است که بر هوس مشروب خواری خود، غلبه کنم. *
۷۸.حتی وقتی بیدارم، متوجه آدمهایی که دور و برم هستند، نمی شوم. *
۷۹.اغلب اوقات افسرده و غمگین هستم. *
۸۰.پیدا کردن دمست، برایم کار بسیار ساده ای است. *
۸۱.از سوءاستفاده ای که در کودکی از من شده، شرمنده ام. *
۸۲.همیشه نگرانم که کارهایم خوب برنامه ریزی. تنظیم باشد. *
۸۳.ظاهرأ، اغلب خلق و خویم از روزی به روز دیگر، تغییر زیادی می کند. *
۸۴.می ترسم ریسک کنم و چیزهای جدید را امتحان کنم. *
۸۵.سوء استفاده کردن از کسی که خود اجازه چنین کاری را می دهد، عیب نمی دانم. *
۸۶.مدتی است، غمگین و گرفته ام و نمی توانم از این حالت خلاص شوم. *
۸۷.اغلب از دیدن آدم هایی که کند کار می کنند عصبانی می شوم. *
۸۸.در مهمانی ها، هیچ وقت گوشه گیر نیستم. *
۸۹.آنچه اعضای خانواده ام انجام می دهند را زیر نظر دارم تا بدانم به چه کسی می توان اعتماد کرد. *
۹۰.گاهی در برابر مهربانی مردم، دستپاچه و ناراحت می شوم. *
۹۱.استعمال مواد مخدر باعث درگیری خانوادگی برایم شده است. *
۹۲.اکثر اوقات تنها هستم و این تنهایی را ترجیح می دهم. *
۹۳.بعضی از اعضای خانواده ام می گویند که خودخواه هستم و فقط به خودم فکر می کنم. *
۹۴.مردم خیلی راحت ممی توانند نظرم را عوض کنند، حتی اگر تصمیم نهایی خود را گرفته باشم. *
۹۵.بیشتر وقت ها به دیگران دستور می دهم و آنها را عصبانی می کنم. *
۹۶.قبلا دیگران به من گفته اند که به چیزها بیش از حد شور و علاقه نشان داده ام. *
۹۷.بهتر است، آدم زود بخوابد و زود هم بیدار شود. *
۹۸.احساس من نسبت به افراد مهم زندگی ام، اغلب بین محبت و نفرت در حال نوسان است *
۹۹.در جمع و موقعیت های اجتماعی همیشه مضطرب و کلافه ام. *
۱۰۰.من هر روز مشروب می خورم. *
۱۰۱.قبول دارم که مسئولیت های خانوادگی ام را جدی نمی گیرم، ولی باید آنرا جدی بگیرم. *
۱۰۲.از همان کودکی، به تدریج رابطه خود را با واقعیت از دست داده ام. *
۱۰۳.افراد آب زیرکاه اغلب سعی دارند کاری را که انجام داده ام یا فکرش از من بوده است را به اسم خودشان تمام کنند. *
۱۰۴.نمی توانم شادی زیادی را تجربه کنم، چون احساس می کنم لیاقتش را ندارم *
۱۰۵.علاقه چندانی به دوست پیدا کردن و رفاقت ندارم. *
۱۰۶.بارها در زندگی ام وقتی شاد بودم و فعالیت زیادی داشتم، حالت افسردگی به من دست داده است. *
۱۰۷.اشتهایم را به کلی از دست داده ام و بدخواب هستم. *
۱۰۸.از تنهایی و بی کسی و از اینکه به خودم متکی باشم، می ترسم. *
۱۰۹.خاطره یک تجاوز وحشتناک در گذشته، دائم فکر مرا پریشان می کند. *
۱۱۰.در سال گذشته عکس من، روی جلد مجله های زیادی چاپ شد. *
۱۱۱.ظاهرا علاقه ام را به اکثر فعالیت های لذت بخش مثل رابطه جنسی از داده ام. *
۱۱۲.در یکی دو سال گذشته بسیار غمگین و دلسرد بوده ام. *
۱۱۳.یکی دو بار با قانون مشکل داشته ام. *
۱۱۴.بهترین راه اجتناب از اشتباه، تجربه داشتن است. *
۱۱۵.مردم به خاطرکاری که انجام نداده ام به من تهمت می زنند. *
۱۱۶.اکثر اوقات عادت دارم، برخی مردم را اذیت کنم. *
۱۱۷.گاهی مردم فکر می کنند من عجیب و غریب صحبت می کنم و صحبت های من برای آنها غریب و نا آشنا است. *
۱۱۸.دوره هایی در زندگی من وجود داشته است که قادر به خرید مواد مخدر نبوده ام *
۱۱۹.مردم تلاش می کنند مرا بگیرند، چون فکر می کنند من دیوانه ام *
۱۲۰.من هر کاری لازم باشد انجام میدهم تا فردی که دوستش دارم مرا ترک نکند. *
۱۲۱.یکی دوبار در هفته، پرخوری می کنم. *
۱۲۲.فکر می کنم تمام فرصت های خوبی که برایم پیش آمد را از دست دادم. *
۱۲۳.هیچ وقت نتوانستم از احساس غم و اندوه، رهایی یابم. *
۱۲۴.وقتی تنها و دور از خانه هستم اغلب احساس اضطراب و هراس می کنم. *
۱۲۵.گاهی مردم از دست من عصبانی می شوند،زیرا فکر می کنند من زیاد حرف می زنم یا تند صحبت می کنم. *
۱۲۶.امروزه، اکثر افراد موفق یا خوش شانس اند یا کلاه بردار. *
۱۲۷.نمی خواهم با دیگران رابطه نزدیک پیدا کنم چون مطمئنم به من علاقه مند می شوند. *
۱۲۸.بدون علت مشخصی، احساس افسردگی می کنم. *
۱۲۹.بعد از سالها همچنان در مورد حادثه ای که واقعا زندگیم را تهدید می کرد، خواب های وحشتناکی می بینم. *
۱۳۰.توان انجام کارهای روزمره ام را ندارم. *
۱۳۱.وقتی به کمک احتیاج دارم، الکل می نوشم. *
۱۳۲.از فکر کردن در مورد اینکه چگونه در کودکی مورد سوءاستفاده قرار گرفته ام، متنفرم *
۱۳۳.حتی وقتی همه کارها خوب پیش می رود، دائم نگرانم به زودی حادثه بدی اتفاق خواهد افتاد. *
۱۳۴.وقتی حادثه بدی در زندگیم اتفاق می افتد گاهی احساس ناتوانی می کنم و تقریبا دیوانه می شوم. *
۱۳۵.واقعا از تنهایی و درماندگی و از دست دادن حمایت نزدیکانم که به آنها وابسته ام، می ترسم. *
۱۳۶.می دانم که پول زیادی برای موادمخدر خرج کرده ام. *
۱۳۷.همیشه قبل از شروع انجام کاری ، باید اطمینان پیدا کنم که آن کار در آن مدت محدود تمام می شود. *
۱۳۸.می دانم که مردم پشت سرم، صحبت می کنند. *
۱۳۹.در گرفتن عفو و بخشش دیگران، مهارت دارم. *
۱۴۰.می دانم که برایم نقشه کشیده اند. *
۱۴۱.احساس می کنم که بیشتر مردم افکار پست و زشتی در مورد من دارند. *
۱۴۲.اغلب احساس تنهایی و پوچی می کنم. *
۱۴۳.گاهی بعد از غذا خوردن، خودم را مجبور به استفراغ می کنم. *
۱۴۴.معتقدم که همه را خوشحال می کنم و دیگران مرا به خاطر کارهایی که انجام می دهم و حرف هایی که می زنم تحسین می کنند. *
۱۴۵.دائم نگران کسی یا چیزی هستم. *
۱۴۶.همیشه بی جهت فریب می خورم، به ویژه وقتی کسی خودش را برتر از من نشان می دهد *
۱۴۷.دائم، افکار اضطراب برانگیزی به ذهنم می آید. *
۱۴۸.در زندگیم چیزهای کمی وجود دارد، که مرا واقعا خوشحال کنند. *
۱۴۹.وقتی به سرنوشت دردناکی که در گذشته داشته ام فکر می کنم، احساس ناکامی کرده و به مرگ می اندیشم. *
۱۵۰.از اینکه خیلی زود بیدار می شوم و دیگر نمی توانم بخوابم، ناراحتم. *
۱۵۱.هرگز قادر به ابراز احساساتم نیستم، چون در نظر مردم ارزشی ندارم. *
۱۵۲.مشکل اعتیاد دارم و تلاشم برای کنار گذاشتن آن ناموفق بوده است. *
۱۵۳.عده ای تلاش می کنند افکارم را کنترل کنند. *
۱۵۴.قبلا تلاش کرده ام خودم را بکشم. *
۱۵۵.گرسنگی می کشم تا از این هم که هست لاغرتر شوم. *
۱۵۶.نمیدانم چرا برخی مردم به من می خندند. *
۱۵۷.در ده سال گذشته، هیچ ماشینی ندیده ام *
۱۵۸.از آدم هایی که مرا لمس می کنند، شدیدا می ترسم، چون فکر می کنم آنها ممکن است به من صدمه بزنند. *
۱۵۹.چون آنها از توانایی های فوق العاده من خبر دارند می خواهند مرا دستگیر کنند. *
۱۶۰.دائم فکرم درگیر حادثه ای است که برایم اتفاق افتاده است. *
۱۶۱.ظاهرا کاری می کنم که دیگران فکر کنند می خواهم به خودم صدمه بزنم. *
۱۶۲.اغلب آنقدر غرق افکارم می شوم که متوجه نمی شوم اطرافم چه می گذرد. *
۱۶۳.مردم به من می گویند لاغر هستم اما من احساس می کنم خیلی چاقم. *
۱۶۴.وقایع هولناک گذشته،دائم به فکر و خواب من می آیند *
۱۶۵.به جز افراد خوانواده ام ،هیچ دوستی ندارم. *
۱۶۶.اغلب کارهایم راسریع انجام میدهم و در مورد چیزهایی که باید انجام دهم فکر نمی کنم. *
۱۶۷.به گونه ای حمایت دوستانم را جلب کرده ام که دیگران نمی توانند از من سوء استفاده کنند. *
۱۶۸.اغلب به وضوح چیزهایی می شنوم، که من را ناراحت می کنند. *
۱۶۹.همیشه برای نزاع با دیگران خود را مجهز نگه می دارم،زیرا از برخورد تندشان می ترسم. *
۱۷۰.هر کار را چند بار انجام می دهم،گاهی به خاطر کاهش نگرانیم و کاهی به خاطر اینکه مطمئن شومحادثه بدی اتفاق نمی افتد. *
۱۷۱.تازگی ها به طور جدی به این فکر افتاده ام که به زندگی ام خاتمه بدهم. *
۱۷۲.مردم مرا، آدمی منظم و مقرراتی می دانند. *
۱۷۳.وقتی به حادثه دردناکی که سالهای پیش برایم اتفاق افتاد فکر می کنم،دچار ترس و اضطراب می شوم *
۱۷۴.اگر چه از دوست پیدا کردن می ترسم، ولی مایلم دوستان بیشتری داشته باشم. *
۱۷۵.واقعیت این است که مردم می خواهند با من دوست شوند تا مرا خرد کنند. *

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *