Select Page

کاریزما چیست؟ ۶ ویژگی مشترک افراد کاریزماتیک

کاریزما چیست؟ ۶ ویژگی مشترک افراد کاریزماتیک

در نگاه اول، کاریزما یک انرژی یا نیروی مغناطیسی نامرئی به نظر می‌رسد. البته در وجود این نیروی نامرئی شکی نیست، اما صحبت از منبع آن کار دشواری است. بعضی‌ها به اشتباه کاریزما را خصوصیتی ذاتی می‌دانند که از لحظه تولد در وجود بعضی از آدم‌ها نهفته است اما در دیگران هیچ اثری از آن نیست. اما کاریزما انرژی‌ ساختگی و موهبت جادویی مختص به انسان‌های برگزیده نیست، بلکه ترکیب جذابی از ویژگی‌های اکتسابی است. در حقیقت کاریزما مهارتی اجتماعی است که می‌شود آن را یاد گرفت. در این مقاله با ۶ ویژگی مشترک افراد کاریزماتیک آشنا می‌شوید.

کاریزما «توانایی القای اشتیاق، علاقه، یا تاثیر بر دیگران با استفاده از جذابیت یا اثرگذاری شخصی» تعریف شده است. این توانایی هم قابل توصیف است و هم می‌‌شود آن را یاد گرفت.

من در کودکی و نوجوانی‌ از خجالتی بودنم خیلی رنج می‌بردم. موقع رو به رو شدن با آدم‌های جدید دستپاچه می‌شدم و تقریبا تا ۱۰ سالگی هم در جمع صحبت نمی‌کردم.

بالاخره یک وقت با خودم فکر کردم که ناراحت و نادیده ماندن در جمع، بیش از اندازه برایم گران تمام می‌شود، و بعد تصمیم گرفتم خودم را مطرح کنم.

امروز من به عنوان بنیان‌گذار شرکتی که مدیران، کارآفرینان، و گروه‌های Fortune 500 را به افرادی قدرتمند در برقراری ارتباط تبدیل می‌کند، فهمیده‌ام که یک چیز در همه‌ی این آدمها مشترک است، و آن اینکه همه‌شان می‌خواهند کاریزماتیک و تاثیرگذار باشند. پرسشی که آنها همیشه مطرح می‌کنند این است که « آیا می‌‌شود مهارت تاثیرگذاری و کاریزماتیک بودن را یاد گرفت؟»

دستپاچگی و خجالتی بودنم در سال‌های کودکی، در واقع یک موهبت بود، چون حالا می‌دانم که این مهارت‌ها را می‌شود یاد گرفت. این یادگیری برای بعضی‌ها خیلی زودتر اتفاق می‌افتد، اما برای من و خیلی‌های دیگری که با آنها کار کرده‌ام، چیزی شبیه یک ابداع تازه است!

کاریزما را نمی‌‌شود خیلی تر و تمیز توی جعبه گذاشت و به کسی تقدیم کرد؛ به شخصیت و ژست و عنوان حرفه‌ای و وضعیت اقتصادی هم ربطی ندارد. محققان دانشگاه MIT دریافته‌اند که برقرار کردن ارتباط با مردم، همان چیزی است که مولد کاریزماست. بله، کاریزما در واقع مهارتی اجتماعی است که مانند بسیاری از مهارت‌های دیگر، آموختنی است.

آیا شما هم می‌خواهید شخصیت کاریزماتیک داشته باشید؟ اینها ۶ توصیه‌ی برای دست‌یابی به کاریزما هستند، خواه مدیر باشید خواه نه:

۱. به اتفاقات و افراد توجه و حواس‌تان را جمع کنید

 توجه و حواس‌

توجه مانند یک جریان الکتریکی است که ما آدم‌ها را به هم وصل می‌کند. وقتی کسی در حال سخنرانی، مدیریت جلسه یا در تلاش برای گفتگو ست، خوب نیست که حواس‌مان پرت باشد. توانایی تمرکز در زمانی که فکرتان منحرف شده و بازگرداندن افکار به زمان حاضر، عادتی مدیریتی است که نیاز به تمرین مداوم دارد.

۲. پیش از سِمت و رتبه، انسانیت را در اولویت قرار بدهید

انسانیت

مدیرانی که رابطه‌ی انسانی را در اولویت قرار می‌دهند، قابل اعتمادتر از کسانی هستند که شهرت‌شان را مقدم‌تر می‌دانند. نگاه کردن در چشم‌های طرف مقابل، وقت زیادی نمی‌گیرد. منظورم ارتباط چشمی برق‌آسا و لحظه‌ای نیست. وقتی به طرف‌تان نگاه مختصری می‌اندازید و سریع چشم‌تان را بر می‌گیرید و به افکار خودتان برمی‌گردید، او حتما متوجه می‌شود. منظورم احساسی است که شخصی با صرف لحظاتی برای برقراری ارتباط چشمی با طرف مقابل، در او ایجاد می‌کند.

۳. برقراری ارتباط با دیگران را برای خود به امری لذت‌بخش تبدیل کنید و آدم‌ها را از درون‌شان بیرون بکشید

ارتباط با دیگران

یکی از توانایی‌های آدم‌های کاریزماتیک این است که برقراری ارتباط با دیگران را برای‌شان لذت‌بخش می‌کنند. آنها این کار را با کنجکاو بودن، پرسیدن سوال، گوش دادن و مثبت بودن انجام می‌دهند. آدم‌های خوش‌بینی که صمیمانه به شنیدن حرف‌های طرف مقابل علاقه نشان می‌دهند، کاریزمای ذاتی دارند. آنها در مذاکرات و در معرفی کالا و خدمات موفق هستند. اگر درباره‌ی آدم‌های دیگر کنجکاو نباشید، آن وقت در گفتگوها به مشکل برمی‌خورید.

۴. به زبان بدن‌ و نشانه‌های غیرزبانی برقراری ارتباط خود توجه کنید

زبان بدن‌ و نشانه‌های غیرزبانی

برخی از مهم‌ترین نشانه‌های غیرزبانی برقراری ارتباط، لحن گرم صدا، حالت دوستانه‌ی چهره، ایما و اشاره‌های ساده، و نزدیک و رو به روی دیگران ایستادن است. حتی فشردن صمیمانه دست‌ هم می‌تواند به آغاز یک رابطه بینجامد.


مقاله مرتبط: پنج رفتار (و زبان بدن) روزانه‌ی رهبران موفق

۵. از آنچه زندگی به شما آموخته، قدرت بگیرید و آن را با دیگران به اشتراک بگذارید

بیشتر مدیران اجرایی که به من مراجعه می‌کنند، به استفاده از تجربه و خرد خودشان در برقراری ارتباط با دیگران، اعتماد ندارند. ولی وقتی می‌فهمند توانایی‌های لازم برای یک رهبر خوب بودن در وجودشان هست، شگفت زده می‌شوند. بیان یک داستان شخصی، رابط قدرتمندی برای برقراری ارتباطات انسانی است. توانایی قدرت بخشیدن به دیگران از طریق به اشتراک گذاشتن آنچه زندگی به شما آموخته، بخش مهمی از مدیریت صحیح و موفق است.

۶. هرگز سعی نکنید یک ارتباط فریبکارانه ایجاد کنید

ارتباط فریبکارانه

در تلاش برای برقرای یک ارتباط فریبکارانه، دست‌مان خیلی زود رو می‌شود. مغز ما ناسازگاری را در عرض یک میلی ثانیه تشخیص می‌دهد. پیش و بیش از هر چیز، دنبال یادگیری باشید. حقیقت زندگی، در پیش‌برد و توسعه‌ی خودآگاهی نهفته است.

 

برگرفته از: success

درباره نویسنده

هادی نعمتی

نویسنده و عضو تیم تحریریه طرحواره

دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *