Select Page

نظریه شخصیت ریموند کتل

نظریه شخصیت ریموند کتل

نظریه کتل : دسته بندی انواع صفات؛ ارگ، احساس و نگرش

افراد از گذشته تا به حال در تلاشند تا شخصیت را بشناسند. در این راستا، نظریه های متفاوتی برای توضیح اینکه چگونه شخصیت بر رفتار تاثیر می گذارند، مطرح شده اند. از مجموعه نظریه ها در این حوزه می توان به نظریه صفات، اشاره کرد که آلپورت، آیزنک و مک کری و کاستا نیز در این حوزه، صاحب نظریه های مهمی هستند. نظریه پرداز دیگر در این حوزه، روانشناسی به نام ریموند کتل است. نظریه کتل با مشخص کردن ۱۶ ویژگی شخصیتی متفاوت، شناخته می شود. او با استفاده از این ویژگی، تفاوت های فردی افراد در ویژگی های شخصیتی را توصیف می کند و توضیح می دهد. پرسشنامه ۱۶ عاملی معروف کتل نیز بر اساس همین نظریه، تنظیم شده است.

 آزمون شخصیت شانزده عاملی کتل


در ادلمه بخوانید : آزمون شخصیت شانزده عاملی کتل ; Cattells 16 Personality Factors


مفهوم شخصیت در نظریه کتل

کتل معتقد بود که شخصیت، مفهومی ناشناخته و غیرقابل آزمون نیست؛ بلکه می تواند مورد مطالعه قرار بگیرد. به عبارتی در نظریه کتل ، اعتقاد بر این بود که از طریق مطالعه علمی، ویژگی ها و رفتارهای فرد می توانند بر اساس صفات زیربنایی شخصیت، پیش بینی شوند. درواقع هدف کتل به جای اصلاح رفتار، پیش بینی شخصیت بود. او در کتاب خودش تحت عنوان تحلیل علمی شخصیت، تحقیق آزمایشی، کمی و آماری در سنجش شخصیت را بررسی کرد. سرانجام او به این نتیجه رسید که شخصیت از صفاتی تشکیل شده است. صفت در نظریه کتل به عنوان “نوعی گرایش به عمل از سوی فرد گفته می شود که یک بخش نسبتا دائمی از شخصیت است”. وی انواع مختلفی از صفات را بر اساس سه نوع دسته بندی معرفی کرد.

صفات مشترک در برابر صفات یگانه

در نظریه کتل صفات مشترک به صفاتی گفته می شوند که همه افراد، کم و بیش دارای آن هستند؛ به دلیل اینکه زمینه ارثی و فشارهای اجتماعی مشترکی در افراد، وجود دارد. مثلا مقداری هوش، در همه وجود دارد. پس هوش، یک صفت مشترک است که البته درجات متفاوتی در افراد مختلف دارد.

صفات یگانه به صفاتی گفته می شود که معمولا در هر فرد، مختص به خود اوست یا با تعداد کمی از افراد، مشترک است. مثلا علاقه و نگرش های افراد، کاملا شخصی هستند و جزو صفات یگانه، محسوب می شوند. مثلا شخصی ممکن است به خواندن داستان های عاشقانه، علاقه داشته باشد؛ درحالی که دیگری به خواندن داستان های جنایی علاقه دارد.

صفات توانشی، منشی و پویشی

صفات توانایی یا توانشی در نظریه کتل ، به توانایی و میزان کارآمدی فرد برای رسیدن به هدف خاصی، گفته می شود. مثلا هوش یا توانایی ذهنی، جزو صفات توانشی است. صفات خلقی، خلق و خویی یا منشی ، سبک کلی در برابر محیط بیرونی و دیگران را مشخص می کند. مثلا جسور بودن و زودرنجی، جزو صفات خلق و خویی محسوب می شوند؛ چرا که به نوعی، تعامل فرد با دیگران را به مسیر و سبک خاصی، هدایت می کنند. صفات پویا، پویشی یا انگیزشی به صفاتی گفته می شود که برانگیزاننده و محرک رفتار هستند؛ یعنی با انگیزه های فرد در ارتباط هستند. مثلا جاه طلبی و میل به تملک اشیا، از جمله صفات انگیزشی محسوب می شوند.

صفات سطحی در برابر عمقی در نظریه کتل

صفات سطحی در نظریه کتل، صفات با اهمیتی به حساب نمی آیند. این ها مجموعه مجزایی از ویژگی ها را تشکیل می دهند. این صفات، ناپایدار و موقتی هستند. ممکن است از ترکیب چند صفت سطحی، یک صفت عمقی به وجود بیاید. بنابراین، صفات عمقی، تعدادشان کمتر است اما از اهمیت و ثبات بیشتری، برخوردارند. مثلا می توان صمیمیت را یک صفت عمقی در نظر گرفت که از ترکیب ۳ صفت سطحی معاشرتی بودن، شوخ طبعی و از خود گذشتگی، تشکیل شده است.

صفات عمقی بر حسب اینکه از فرایندهای فیزیولوژیک به وجود آمده اند و یا از محیط؛ به دو دسته تقسیم می شوند: صفات سرشتی و صفات محیط ساخته. طبق نظریه کتل ، ارگ، یک نوع صفت عمقی سرشتی و احساس، یک نوع صفت عمقی محیط ساخته است.

ارگ و احساس

ارگ، منبع تامین کننده انرژی و انگیزه دهنده برای حرکت به سمت هدف خاصی است و به جای مفهوم غریزه یا سایق، به کار رفته است. در نظریه کتل ، از ۱۱ ارگ، نام برده شده است: کنجکاوی، میل جنسی، جمع گرایی، حمایت، ابراز وجود، امنیت، گرسنگی، خشم، تنفر، جاذبه و تسلیم خود. این ارگ ها چون از عوامل ارثی، به وجود آمده اند ممکن است که شدتشان، تغییر کند اما از بین نمی روند.

احساس، الگویی از نگرش هاست که توسط عوامل محیطی
و اجتماعی مثلا در تعامل با دوستانمان و …، به وجود آمده است و به عوامل مهمی
مثل همسر، مذهب، ملیت و… اشاره دارد. چون احساس از طریق تجارب محیطی، کسب شده
است بنابراین می تواند از طریق محیط نیز از بین برود.

احساس خود، نگرش و اصل تابعیت در نظریه کتل

احساس خود، آخرین احساسی است که شکل می گیرد و شامل تصویری است که فرد بر اساس مجموع احساس های خودش درمورد خودش دارد. درواقع این حس، یکپارچه کننده هیجانات و شخصیت فرد است. این احساس خود در نظریه کتل می تواند بر نگرش های فرد درمورد هر شیء یا رویداد خاص، تاثیر بگذارد. بنابراین نگرش شامل هیجان های مختلفی است که شخص درمورد یک رویداد یا شیء دارد. بنابراین نگرش ها تابع احساس فرد هستند و احساس فرد هم تابع ارگ های فرد است. به این اصل در نظریه کتل، اصل تابعیت گفته می شود.

درباره گردآورنده

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *