Select Page

آزمون شخصیت شناسی مایرز- بریگز(MBTI)

آزمون شخصیت شناسی مایرز- بریگز(MBTI)

سنخ نمای مایرز-بریجز حاصل حدود یک قرن تحقیق و تفحص علمی و پر مصرف ترین ابزار برای درک تفاوت های شخصیتی به هنجار است. این ابزار رفتارها، منش، طرز فکر و به طور کلی الگوهای اساسی کارکردهای بشری را آشکار و تبیین می کند. نسخه اولیه این آزمون شخصیتی توسط کاترین و ایزابل بریجز در دهه ۱۹۲۰ براساس دیدگاه یونگ روانشناس صاحب سبک تهیه شد و از آن زمان تا کنون دایما در حال بهسازی و توسعه است. هزاران مقاله علمی در خصوص این ابزار نوشته شده است، به بیش از ۳۰ زبان ترجمه شده است و سالانه بیش از چند میلیون نفر از این ابزار استفاده می کنند. از جمله اهداف استفاده کنندگان این ارزیابی عبارتند از:

  • شناخت بهتر خود و توسعه و پیشرفت فردی
  • توسعه شغلی و پیشرفت کارراهه
  • بالندگی سازمانی
  • تشکیل گروه ها و تیم های کاری
  • آموزش رهبران و مدیران
  • حل مساله بین فردی و بین گروهی
  • مشاوره ارتباطات بین فردی
  • توسعه برنامه های آموزشی رسمی و آموزش های ضمن خدمت
  • مشاوره تحصیلی – شغلی
  • توسعه فرهنگی در جوامع بشری

این ابزار دارای نسخه هایی متعدد است که  با نام های گوناگون و در سطوح مختلف از آن ها استفاده می گردد. به صورت رسمی ارزیابی MBTI شامل سه گام (Step) است. گام اول ارزیابی شامل ارزیابی با پرسشنامه فرم M (فرم حاضر) است که به تشخیص “تیپ اعلام شده” می انجامد  و در گام های بعدی با استفاده از فرم های Q و … و با کمک گرفتن از بازتاب فرد نسبت به نتایج گام قبلی به اصلاح و تدقیق طبفه بندی تیپ ها و صفات شخصیتی اقدام می نماید که در نهایت به “تیپ شخصیتی مناسب” (Best Fit Type)می انجامد.

طبقه بندی تیپ ها در این روش شامل چهار بعد دوقطبی ترجیحات و  هشت کارکرد است. قطب اول یا بعد برونگرایی-درونگرایی، شامل دو کارکرد یا مقیاس درون گرایی و برون گرایی است و به این نکته می پردازد که نوع برخورد ما جهان چگونه است و انرژی خود را به سمت کدام موضوعات هدایت می کنیم. ترجیحات ما در این بعد نشان دهنده آن است که  اول ما توجه خود را بر کجا متمرکز می کنیم و دوم این که انرژی روانی خود را از کجا تامین می کنیم. درون گرایان بر دنیای درون فردی خود و برون گرایان بر جهان بیرونی شامل اشخاص و اشیا توجه دارند و انرژی خود را متمرکز می کنند.

قطب دوم یا بعد شهودی-حسی، شامل دو کارکرد شهودی و حسی است و به دنیای ادراک و دریافت ما و این نکته می پردازد که چگونه اطلاعات خود را در  دریافت می کنیم ( متوجه چه نوع اطلاعاتی می شویم). ترجیح حسی به جمع آوری اطلاعات از طریق حواس پنجگانه و وقایع و شواهد رویدادها و ترجیح شهودی به دریافت اطلاعات از طریق توجه به معانی، روابط، مفاهیم و احتمالات مبتنی بر واقعیات (نه فقط واقعیت صرف) اشاره دارند.

قطب سوم یا بعد احساسی-متفکر، شامل دو کارکرد یا مقیاس احساسی و متفکر است و به این نکته می پردازد که فرآیند قضاوت ما چگونه است و چگونه تصمیم گیری می کنیم و در این خصوص به نتیجه می رسیم. راهنمای تصمیمی گیری در کارکرد احساس ارزش های شخصی است (چه چیزی برای خود فرد و دیگران مهم و دارای بار احساسی و عاطفی است ) و در کارکرد متفکر این منطق و قواعد منطقی است که حکم رانی می کند.

قطب چهارم یا بعد ملاحظه کننده-قضاوت کننده، شامل دو کارکرد یا مقیاس ملاحظه کننده و قضاوت کننده است و به این نکته می پردازد که در برخورد با دنیای اطرافمان چگونه عمل می کنیم و آیا شرایط سازمان یافته تر (با تاکید بر تصمیم گیری) یا استقلال عمل بیشتر (با تاکید بر کسب اطلاعات) را ترجیح می دهیم. کارکرد ملاحظه کننده تلاش در درک محیط پیرامون و منعطف بودن در کنار آمدن با آن و  کارکرد قضاوت کننده تلاش در جهت کنترل محیط پیرامون  خود و تغییر دادن آن به نحو مطلوب دارند.

از ترکیب این چهار قطب دو گانه شانزده تیپ شخصیتی شامل کد چهار حرفی ترجیجات کارکردی حاصل می شود.

یادآوری مهم این که همه انسان دارای این هشت کارکرد اصلی هستند و صرفا ترجیحات و میزان توسعه یافتگی این کارکرد ها  است که موجب تفاوت های فردی می گردد. در واقع هیچ کس نیست که مثلا برونگرا یا درون گرای مطلق باشد یا ….  و همه در جایی بین این دو سر قطب بندی ها قرار گرفته اند.

نتایج و تفسیر آن ها

–  با اجرای پرسشنامه زیر تیپ شخصیتی اعلام شده توسط MBTI را دریافت خواهید نمود. این تیپ شخصیتی حاصل تعامل چهار کارکرد ترجیح داده است. در حدود یک سوم افراد در خصوص یکی از کارکردهای اعلام شده و حدود یک چهارم در خصوص دو کارکرد اعلام شده ممکن است دچار تردید باشند که از طریق مشاوره و دریافت بازخورد امکان تشخیص تیپ مناسب فراهم می آید. مفهوم تیپ شخصیتی یک مفهوم پویا و متغییر است ولی این تغییر بسیار کند و طی سالیان دراز اتفاق می افتد.

–  همچنین نمرات خود را در هریک از کارکردهای هشت گانه دریافت خواهید نمود. تلاش برای استفاده از کارکردهای ترجیحی و توسعه کارکردهای کمتر ترجیح داده شده روش اصلی در توسعه و پیشرفت فردی است که از این طریق گام اول یعنی ارزیابی و شناخت آن فراهم می آید و در برنامه های تکمیلی به کنترل و سپس دست کاری این کارکردها منتهی می گردد.

درباره نویسنده

هادی نعمتی

نویسنده و عضو تیم تحریریه طرحواره

دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *